تبليغاتX
DICLOFENAC

DICLOFENAC

For My Painful Mind

خسته ام...

خانه تكاني؟ نه! من به اسباب كشي نياز دارم...

+نوشته شده در جمعه 1388/03/01ساعتتوسط Mostafa | |

بنيامين 88

خوراك عاشقان دلشكسته كه در خودكشي ترديد دارند و همان ميزاني هم كه ترديد ندارند از خودكشي مي ترسند و بجاي خودكشي دست به گوش دادن بنيامين ميزنند!

+نوشته شده در شنبه 1388/02/26ساعتتوسط Mostafa | |

من مانده ام و تلخي اتفاق ناخوشايندي كه با من است

تلخ، به تلخي ناديده گرفته شدن دستاوردي كه از تلاشي بزرگ بدست آمده 

تلخ، به تلخي سركوفت هاي مايوس كننده

تلخ، به تلخي بيهوده انگاشتن انرژي اي گران

و تلخ، به اندازه اي كه شيريني حاصل از يك پيروزي بزرگ را كمرنگ مي كند... پيروزي اي كه به خاطرش 3ماه از زندگي ام را گذاشتم.

پيروزي اي كه خاكستري هايم را سياه كرد... طلاهايم را تلف كرد!

منم و منم و من...

بعضي وقتها اتفاقات تلخ به خاطره اي شيرين تبديل مي شوند...

خدايا! اين تلخي را شيرين كن!

+نوشته شده در جمعه 1388/02/11ساعتتوسط Mostafa |

روي مغزمان را لايه اي از حماقت گرفته...

حماقتي كه تمامي ندارد...

مدتهاست كه تاوان اين حماقت را مي دهم. تاواني كه تاثير زيادي در من گذاشته. تاثيري كه شايد روزي سياهي بزرگي را برايم رقم بزند. سياهي كه هميشه از آن هراس دارم...

خاطره هاي بد زيادي ازش دارم و نميدونم اين قصه تا كي قراره تكرار بشه؟؟؟

+نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/03ساعتتوسط Mostafa | |


 

خاكستري درخشنده

روحيات من اينگونه شده است

كمي بيشتر از يك زمزمه

هر تكان ناگهاني قلبم ...

و مي دانم

مي دانم كه بايد نابوديشان را تماشا كنم

فقط امروز را به پايان برسان

راهت را ادامه نده

مي توانستي هر چيزي باشي

من هم راهم را ادامه نمي دهم

و خودم را گم مي كنم

اما نه امروز

اين گناهي جبران ناپذير است

عزيزم مي داني ...

مي داني من هيچ وقت اين گونه تو را آزار نمي دادم

راهم را ادامه نمي دهم

راه خودم را خواهم ساخت

به دور از نفرت بي معناي تو

نفرت

نفرت

نفرت

پس از من دور شو

دور شو

و از من متنفر باش

اگر اين احساس خوبي برايت دارد

ديگر نمي توانم صداي فريادهايت را بشنوم

تو به من دروغ گفتي

اما اكنون بزرگتر شده ام

و من كودكي خريدني نيستم

در حالي كه پاسخم را مي جويم

زحمت شكستن در را به خودم نمي دهم

راهم به بيرون را پيدا كردم

و تو ديگر هرگز مرا آزار نخواهي داد...

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/01/26ساعتتوسط Mostafa | |

 

۵۵۰۰۰۰ تومان جایزه ی مردان اخلاق.

البته فقط به رسم یادبود!!!

حتما هم قابش گرفتن چاپوندن به دیفال!

+نوشته شده در شنبه 1388/01/15ساعتتوسط Mostafa | |



آدم بايد غمهايش را جايي ببرد كه هيچكس نباشد...

كجا ببرم كه "تو" نباشي؟

+نوشته شده در جمعه 1388/01/14ساعتتوسط Mostafa | |



بگو

باز هم بگو

دروغ بگو باز هم

من باور مي كنم...

+نوشته شده در جمعه 1388/01/14ساعتتوسط Mostafa | |

هنوز هم سر در نمیارم...

تا کی باید خودم رو گول بزنم؟

تا کی این دسته بندی ها من را بازی خواهند داد؟

 

سر در نمیارم

                     از کار یک مادر سالخورده ، یک پدر دلسوز...

هنوز نمی بینم

                    چاله ای در جاده ای که هزار بار پیموده ام...

هنوز نمی دانند

                    عاقبت یک اصرار کهنه...

نمی فهمند

                  امکان تفاوت دو تفکر، زاده از یک...

 

هنوز هم پیچیده خواهد بود ، پیمودنی که ساده به نظر می رسید...

 

                  

+نوشته شده در جمعه 1388/01/07ساعتتوسط Mostafa | |

 

هنوز نمی بینم

                    چاله ای در جاده ای که هزار بار پیموده ام...

هنوز نمی دانم

                   باید از خودم بدم بیاید یا از او...

نه! دلخوری از چاله بی فایده است...

+نوشته شده در جمعه 1388/01/07ساعتتوسط Mostafa | |

۱۰ هزار بار طی ۱۰ ساعت کشتن خودشون رو که "محسن یگانه" داره میاد...

آخرشم اومد و یه آهنگ خوند و بله محسن جون! ترافیک مهمان ها و ایناس... امیدوارم سالی همراه با توام و سرشار از آکنده داشته باشی! خداحافظ همین حالا! و بعدش اون خانومه اومد از خان جونش گفت چون ملت کلی درخواست داده بودن که بیاد از خان جونش بگه!

*سال اصلاح الگوی مصرف هم مبارک!

+نوشته شده در جمعه 1387/12/30ساعتتوسط Mostafa | |

چه قانون جالبیه

قانون یک آقا ، یک خانم!

در بانک ها ، در نانوایی ها در...

فقط

آقایون باید برن پشت صف ۱۰ نفری..

خانوما باید برن پشت صف ۲ نفری!

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/12/28ساعتتوسط Mostafa | |

هزاران برگ پاییزی و چشمانی که تا باریدنش

تنها به قدر یک بهانه , فاصله باقیست

یکی آمد , کلید قفل لبهای مرا , آهسته بردارد

ولی من

این سکوتم را

آخرین سرمایه ام را

با کسی قسمت نخواهم کرد

به تنهایی قسم

دلتنگ دلتنگم ...

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/12/28ساعتتوسط Ali | |

 

 

یعنی چه؟

الان مگر اسفند نیست؟

پس چرا من توی ماشین که نشسته بودم، آفتاب پوستم را سوزاند؟

حالا برف و بارون نخواستیم! سوزش هم نمیخوایم دیگه...

فردا باید دنده عقب برم تو کوچه!

ای خدا نسوزم یه وقت...

+نوشته شده در یکشنبه 1387/12/25ساعتتوسط Mostafa | |

من و باغچه و تیغ
 
 
 
عشق بازی تیغ و رگ
نفسهای مرگبار
برای قبر من سنگی از قلبم بساز!
دیگر نمیشکند
به درد نخواهد آمد
روی قلبم بنویس
کشته ی راه هوس
کشته با جرم نفس
خود من جلادم
عاشق خون شده بود
به وصالش بردم
در میان عشقبازی
مرگ من می رقصید
تیغ را با رگ من خاک بکن
بر مزارم که آمدی
برای تیغ و من و باغچه
خون بیار
خون دل
خون جگر
تا برویانی باز
بذرهای نفرتی را که درخت یک ساله ی مقطوع من
بر پیکر بیجان باغ دلتنگی ام پاشیده بود
شاید!

+نوشته شده در شنبه 1387/12/24ساعتتوسط Ali | |

Oh It Is Love

كه نميدوني چيه...

Oh It Is Love

كه پدرت رو در مياره...

Oh It Is Love

از اولين دفعه اي كه لبخندش رو ديدي...

Oh It Is Love

از اولين دفعه اي كه دستش رو گرفتي...

Oh It Is Love

از اولين دفعه اي كه ضربان قلبت بالا رفت...

Oh It Is Love

از وقتي كه فكر كردي ديگه هيچ چيز مهم نيست...

Oh It Is Love

از وقتي كه اولين بوسه رو گرفتي...

???Oh Is It Love

+نوشته شده در شنبه 1387/12/24ساعتتوسط Mostafa | |

بغض گلوم رو گرفته... چرا؟

بعد هر خنده، گریه ست... چرا؟

چند دقیقه پیش برق رفت... چرا؟

سر از کارت در نمیارم... چرا؟

خیلی مرموزی... چرا؟

میلک و ویکی کریستینا بارسلونا و اسلامداگ میلیونر خراب بودن... چرا؟

اون کارم جور نمیشه... چرا؟

دیشب تو خیابون هیشکی نبود... چرا؟

تو شهر ما فقط دانشجو ها میرن بیرون... چرا؟

امی خیلی خوب میخونه... چرا؟!

حال عجیبی دارم... چرا؟

+نوشته شده در شنبه 1387/12/24ساعتتوسط Mostafa | |

 

                دنگ         دنگ

 

 

 

            علی  وارد می شود

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در شنبه 1387/12/17ساعتتوسط Mostafa |

مهدي تاج ، نايب رئيس فدراسيون فوتبال ، پس از لغو ديدار تداركاتي تيم ملي فوتبال كشورمان با تيم ملي فوتبال مراكش:
"خوشبختانه انقلاب و كشور ما آنقدر قوي است كه بتواند با هر كشوري كه انتخاب كرد مسابقه دوستانه برگزار كند! بنابراين ما خيلي زود جايگزين تيم مراكش را انتخاب خواهيم كرد!!
"

آقاي تاج با اين اظهارنظرشان عملا شيرين كاري كردند به هيكل انقلاب و كشور ما...!
انقلاب و كشوري كه حتي اين توانايي را ندارد كه با كشور مراكش مسابقه دوستانه برگزار كند... و البته قبل از آن با تيمهاي باشگاهي دسته2 انگليس...
آقاي تاج در ادامه فرموده اند:
"يك جايگزين بسيار قدرتمندتر از اين تيم را مدنظر داريم كه آن تيم نيز در قاره آفريقاست."
بله! مراكش كه چيزي نيست! البته كه انقلاب و كشور ما آنقدر قوي هست كه با كشورهاي بسيار قويتر از مراكش مسابقه دوستانه برگزار كند
فقط من نميدانم اين انقلاب و كشور ما كه اينقدر زور داشتند چرا از اول نرفتند دنبال اين تيمهاي بسيار قويتر...


متن كامل مصاحبه آقاي تاج را اينجا بخوانيد.

+نوشته شده در شنبه 1387/12/17ساعتتوسط Mostafa | |

یعنی کسی پیدا میشه که این آهنگ رو گوش بده و نره تو فضا؟!

این "Andrea Bocelli" بدجوري من رو برده تو كف!

 "اين" عشق جديد منه...

 

+نوشته شده در جمعه 1387/12/16ساعتتوسط Mostafa | |

 

بعد از گذشت ۳سال...

...

تو هنوز هم حالم را بهم میزنی...

+نوشته شده در جمعه 1387/12/16ساعتتوسط Mostafa |

 

نمیدونستم بزرگتر بودن از نظر سنی هم می تونه باعث ایجاد غرور بشه...

حتی اگه این اختلاف سنی زیاد نباشه...

حتی اگه فقط ۱سال باشه...

نمیدونستم. اما حالا می دونم!

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/12/15ساعتتوسط Mostafa | |

*دو نوع احمق وجود دارد : آنان که بخاطر يک تهديد ، از انجام کاري دست مي کشند ، و آنان که گمان مي کنند مي توانند به کاري دست بزنند ، چون تهديد گرانه است.

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/12/14ساعتتوسط Mostafa | |

 

خودکشی کار هرکسی نیست بچه!

برای خود کشی باید دوتا خصوصیت داشته باشی:

۱ - داشتن جیگر خودکشی

۲ - نداشتن جیگر زندگی کردن

 

حالا فکر میکنی جیگر داری یا نه؟

+نوشته شده در جمعه 1387/12/09ساعتتوسط Mostafa | |

 

در "سرکار گذاشتن " لذتی است که در "خودکشی" نیست!

+نوشته شده در سه شنبه 1387/12/06ساعتتوسط Mostafa |

نويسنده ي يكي از وبلاگايي كه دوست داشتم خودكشي كرده...
يه بار ديگه هم خودكشي كرده بود يا ميخواست خودكشي كنه  نميدونم
ولي مثل اينكه اين دفعه جديه...
اميدوارم خودكشي نكرده باشه ولي اگه خودكشي كرده باشه احتمالا بقيه الان خيلي بهت زده اند و الان ديگه دارن براش مراسم ميگيرن
چند روز براش گريه مي كنن
و تموم ميشه
ديگه يادشون ميره
فوقش الان ميگن آره چقدر مشكل داشته كه اينكارو كرده
ولي فردا ديگه يادشون نيست و براي اونا تموم ميشه
ولي اون اگه اينكارو كرده باشه، تازه الان براش شروع شده...

+نوشته شده در جمعه 1387/12/02ساعتتوسط Mostafa |

 

 این وبلاگ رو ببینید و با ۲۰۰ نوع طرز فکر آشنا بشید!

 

+نوشته شده در جمعه 1387/12/02ساعتتوسط Mostafa | |

داره یوزارسیف میده...

با همون دیالوگ های ضعیف

و با همون ریتم کند و خسته کننده

برای افتادن یه اتفاق جدید باید ۵قسمت صبر کنی!

چقدر هم همش راسته

و چقدر دلایل خوبی واسه اثبات خدای یکتا میارن...

و چقدر کاهنان معبد تو این سریال شبیه کاهنان کشور خودمان هستند و به اسم خدا و دین سر مردم شیره می مالند و از مردم می کشند...

امروز یوزارسیف دستور داد هرکس تبلیغ آمون را بکند دستگیر شود! ؟ [ریشخند]

نه اصلا مهم نیست که اتفاقاتی که در این سریال می افته در اون زمان هم افتاده باشه ، بلکه مهم اینه که این اتفاقات کاملا شبیه کارهایی که الان داره تو کشورمون انجام میشه باشه...

خب الان مردم معتقد و مذهبیمون باید ببینند که کارهایی که الان داره انجام میشه همون دستورات خدا هست و الان داره عینا اجرا میشه اگه هم بخوای حرفی بزنی خب "یعنی میخوای جلوی خدا هم وایسی؟؟!!!!!"

+نوشته شده در جمعه 1387/12/02ساعتتوسط Mostafa | |

پدرسگ!

اگه میخوای تو وبلاگت آهنگ بذاری

حداقل یه کنترل واسش بذار

که بتونم خفش کنم...

حالا اومدیم تو وبلاگت

حتما باید مجبورمون کنی آهنگی رو که تو دوست داری گوش کنیم؟؟؟

ها پدسّسگ؟؟؟!

+نوشته شده در جمعه 1387/12/02ساعتتوسط Mostafa | |

اوایل ترم است...

و ما بازهم خیلی خوشحال و خوشبختیم...

امیدوارم آخرش مثل ترمای قبل نشه فقط...

امیدوارم بعد از این خنده گریه نباشه...

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/11/30ساعتتوسط Mostafa | |